سياه وسفيد

سياه و سفيد يعني طيف آدم ها

کمک به بازگشت گوسفند به خانه
ساعت ۸:٥۳ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳٩٠/۱٢/۱٢  

 با کلیک روی عکس این بازی بسیار جذاب رو دانلود کنید

لینک بازی آنلاین

 


کلمات کلیدی: گیم آنلاین
زن و شوهر دعوا کنند ابلهان .......!!!!!!
ساعت ۱٢:٤٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳٩٠/٧/۱۱  

خیارنیوز:شکایت 11 نماینده مجلس از رئیس جمهور برای پرونده اختلاس بزرگ بر طبق ماده 233 آئین نامه

لینک خبر :

http://www.mehrnews.com/fa/newsdetail.aspx?NewsID=1422972

تصویر اون 11 نماینده ی شاکی که خیلی قرص پای شکایتشون وایسادن

خمیازهخمیازهخمیازهخمیازهخمیازهخمیازهخمیازهخمیازهخمیازهخمیازهخمیازه 

« منبع عکس از خیارنیوز»


کلمات کلیدی: خیارنیوز ،کلمات کلیدی: شاکی
دعا
ساعت ٩:٠٤ ‎ق.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱٢/٢٠  

عادت کردم وقتی دارم کار میکنم فکر کنم یعنی وقت کار کردن تمرکزم بهتره

داشتم فکر می کردم که این دعا توی قلب و ذهنم اومد و خواستم باهاتون قسمت کنم

این همه سال حرف زدیم و حرف زدیم و از اعتقاداتمون گفتیم امروز واقعا به چیزی که نیاز

دارم مرد عمل بودن هست پس نوشتم : 

پروردگارا به حق عزیزترین عزیزت قسمت میدم به ما شهامت عمل به اعتقاداتمون رو

عنایت بفرما

 


کلمات کلیدی: دعا
وحدت یا خفه خون؟
ساعت ٥:۱٩ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱۱/٢٩  

صبح که تلویزیون رو روشن کردم بازم صدای نکره ی دامبولی دیدیم تلویزیونی که ساعت یک ربع به هشت هر روز صبح باز میشه گوشم رو ازار داد یه لحظه حس کردم خواب میبینم گوینده داشت در مورد وحدت حرف میزد خوشحال و لبخند به چهره چشم نیمچه ی سمت راست صورت رو باز کردم و دزدکی تلویزیون رو نیگا کردم ، بله امروز اولین روز هفته ی وحدت هست . لامصّب این پدر استاد نعویض کانال هست آقا جان بذار باشه کانال وحدت یکم خوش باشیم دیگه ... زد تو کانال فحش و ناسزا و ای میدیم دارتون بکشن و فتنه گر و ایشالا بمیری و آی ماشالاه ببم جان ........

خنده دار نیست که یه صبح وحدت آلود(!)رو مزیّن به اعدام و شعار مرگ کنیم ؟

به امید روزی که وقتی از وحدت حرف میزنیم وحدت حقیقی باشه

نه وحدت از نوع خفه خونی!!!


کلمات کلیدی: وحدت ،کلمات کلیدی: خفه شو ،کلمات کلیدی: خفه خون ،کلمات کلیدی: ایشالا بمیری
قهرمان
ساعت ٤:٤۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢۱  

قهرمان زندگی خودمان ، خودمان باشیم


کلمات کلیدی: لایف ،کلمات کلیدی: ایز
وجب !!!
ساعت ۱:٤۱ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٠  

بعضی ها وجبشون یه وجبه ،

بعضی ها وجبشون شش متره ؟!!!

بعضیا هم وجبشون به اندازه ی یه بند انگشته

یاد بگیریم به وجب ها احترام بذاریم


کلمات کلیدی: یه وجب ،کلمات کلیدی: دو وجب ،کلمات کلیدی: سه وجب ،کلمات کلیدی: چهار وجب
سعادت
ساعت ۱:۳٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸٩/۱۱/٢٠  

درون خوشبخت ، سعادتی هست که همه ی ما ناخودآگاه به دنبال آن هستیم و معمولاً هم پیداش نمی کنیم

این چیزی جز عدم معرفت نیست ، معرفت خود ، و چون بر خود آگاه نیستیم به معرفت الهی هم دست پیدا نمی کنیم


کلمات کلیدی: خوبی؟ ،کلمات کلیدی: خوشی ؟ ،کلمات کلیدی: چه خبر؟ ،کلمات کلیدی: سلامتی ؟
بهار عمر
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸٩/۱٠/۱٦  

وقتی بهار از بهارهای عمر کم میشه

خیلی چیزا خزون میشه تا که ازت کنده بشه

 


 
ساعت ٧:٠٧ ‎ب.ظ روز جمعه ۱۳۸٩/۱/٦  

امروز بعد از مدتها دلم به حال خودم سوخت


طبق معمول ... قول ها و آرزوها
ساعت ٩:٠۸ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٩  

نیشخندیه سال دیگه هم گذشت ، یعنی در واقع یه ساله میشیم امشب ، درست ٩ و خورده ای شب ... زمان چه سریع در گذر است!

قول ها و آرزوها:

امسال (یعنی سال ٨٩) میبینید که سرعت رفتن به سر اصل مطلبم زیاد شده ، یعنی دو خط نوشتم بعد اصل مطلب

خوب پس نتیجه این میشه که امسال صریح تر و سریع تر عمل خواهم کرد

امسال تصمیم دارم این آی تی رو که شروع کرده به خوندنش بهتر و موثرتر جلو ببرم

امسال سال افزودن بر قابلیت های عملیم هست پس امسال سال تلاش بیشتر هست

بالاخره بعد از ۵ سال خواب و دل پیچه های وسط رختخواب و فکرش بالاخره رسیده زمانش که ثبت کنیم... امسال شرکت نوآوران الکترونیکی تبریز رو با همراهی دوستان عزیزی شروع می کنیم و معتقدم روزهای خوبی در انتظارمون خواهد بود

امسال سالی نیست که بخوام در مورد ازدواج فکر کنم پس در مورد جنس مونث فکری ندارم

امسال اولین سفر آسیائی ام رو به تحقق می رسونم یعنی میخوام برم تایلند ... پس امسال میرم تایلند

امسال امیدورام برای همسر سابقم یه شوهر ایده آل طبق اون چیزی که برای خودش ترسیم کرده ............ خلاصه یعنی ازدواج کنه و زندگی جدیدش رو تشکیل بده و بچه های سالم داشته باشند و برای سالهای زیاد کنار هم به مهر سپری کنند.

امسال یه دنیا ارتباط جدید کسب می کنم این چیزی هست که مصرّ به انجام و دیدن سرانجامش هستم.

امسال با مرتضی انگلیسی رو خیلی بهتر و قویتر میخوام ادامه بدم و دنبال کنم ... برام خیلی مهم شده این لامصب زبون فرنگی ها ... عاشق اینم که باهاشون صحبت کنم.

الان آخرین دشت امسالم رو گرفتم امیدوارم خداوند برکت رو به زندگی من هدیه کنه و همینطور برای همه لبخند

و اما حرفای سیاسی

قسم به اون خون های پاکی که سال قبل به خاطر دروغ بزرگ خرداد ماه ریخته شد به همون خون ها قسم دروغ رو از سرلوحه ی فعالیت هام دور خواهم کرد . نه در محیط کارم و نه در زندگی خصوصیم دروغ جائی نخواهد داشت البته دروغ چیزی هست که همیشه ازش فراری بودم و امسال هم باهاش مبارزه خواهم کرد.

امسال هم مثل سال قبل ما سبزیم و کم نظیر و بر خواسته های به حقمون پافشاری خواهیم کرد به حول و قوه الهی

---

خوب دیگه برای امسال خداحافظ تا سال بعد ... امیدورام سالی همراه با بهترین های بهترین ها در انتظارتون باشه

راستی ما امشب همبرگر داریم نیشخند شما چطور ؟؟؟؟

 


کلمات کلیدی: همبرگر
لطفا!!!!مهدی بوترابی را آزاد کنید
ساعت ٦:٢٢ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۱٢/٢٤  

آقا شکر به همه چی عادت کردیم ، یعنی دیگه خبری نیست که بشنویم و باور هم نکنیم. از موفقیت های پی در پی دولت مکرّمه بگیر تا برسی به مهدی بو ترابی که گرفتنش

بله تعجب نکید ایــــــــــــــــــــــــــــــنم گرفتنشنیشخند

مهدی بو ترابی

آخرش یه کاری می کنن که آه مظلوم سر به فلک بزنه و یه هو از اون بالا کفتر بیایه و بگه هیچ میدونین چه کسی در برابرتون ایستاده ؟ بگم ؟ بگم ؟

مامور مخصوص آآآآآ خدا میتی کامون !!!!

حضرات چنانچه غوره اش را گرفتند به جد ولش کنند تا آن خراب شده وبلاگش را آپدیت کند که بدانیم هنوز کارش به مویزی و دکان آجیل فروشی نرسیده است !!!


کلمات کلیدی: مهدی بوترابی ،کلمات کلیدی: دستگیری؟؟ ،کلمات کلیدی: برو بابا ،کلمات کلیدی: اونم ایران؟
خداحافظ پرشین بلاگ
ساعت ٦:٥۳ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/۸/٢٥  

بالاخره ما از وبلاگ نویسی به وب سایت نویسی رو آوردیم و کم کم رفتنی شدیم از پرشین بلاگ ، و امروز به فکر داشتن یه پرشین بلاگ برای خودمون و گروه مون هستیم

پرشین بلاگ محیطی زیبا بود که تعالی نوشتاری و یافتن دوستان جدید رو به من آموخت ، هنوز هم وقتی به مطالب گذشته ام رجوع می کنم صدای کوبیدن انشگتانم روی کیبورد رو حس می کنم.

خداحافظ پرشین بلاگ

سلام فریور دات کام


کلمات کلیدی: خداحافظی ،کلمات کلیدی: فریور اصل ،کلمات کلیدی: ماهی سیاه کوچولو ،کلمات کلیدی: هزاران هزار خاطره
خروپف های پدر
ساعت ۱٢:۱۳ ‎ب.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٧/٤  

دیشب صدای یاد تو با خروپف های پدر به هم آمیخته بود

من با صدای بلند به تو فکر می کردم و خروپف های پدر به چه؟

 


کلمات کلیدی: خروپف ،کلمات کلیدی: یاد تو
انگبینی که عسل هم نبود !
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٩  

25 کیلومتر آنطرف تر از تبریز ، درست آنجائی که جاده ی خاکی نشان دور شدن از تمدّن شهری را میدهد ، آنجا که نسیم تبریزی به آن التفاتی نکرده است روستای اسنجان ، روستای نیاکان من است 

 محمد 40 ساله مرد میانسالی که لهجه ی شیرین روستا را همیشه با خود یدک داشت با موهای شانه شده به یک طرف که سمت سویش نه به خاطر شانه کردن بود که از زور کلاه بر سر داشتن دیگر طاقتی برای تغییر نداشت ، محمد مهربان بود و آرام ...

مهدی پسر بلند قامتش مبتلا به دیابت بود و همیشه مجبور بود سرنگ لعنتی را با خود همراه داشته باشد ، مهدی خوش اندام بود و هیچ طرفی از روستا بر نبسته بود گونه های سرخ سیبی اش که وقتی آمیخته با شرم میشد نمی توانستی تشخیص دهی که این سرخی شرم است یا نقاشی خالق !

 امروز صبح وقتی که هنوز خروس ها نخوانده بود که بیدار شوید از خواب غفلت ، تلفن خروس بی محل شد و نرسیده به صبح قلب ها را در سینه مان حبس کرد

 مادر زن سابقم از اینکه صدای تلفن ساعت 6 صبح به صدا در بیاید وحشت داشت این موضوع برایم عجیب بود تا امروز که چرائی اش را فهمیدم ، از پشت تلفن کسی راجع به بستان می گفت و کشتن ، مادر که تپش قلبش را حس می کردم در حالی که صدایش از زنگ تلفن به گیجی افتاده بود گفت مثل اینکه روستا دعوا شده سر مزرعه و محمد کشته شده است. پدرم هر چند که قوم خویش آنچنانی در روستا ندارد ولی به خاکش عشق می ورزد و مادرم هم همچنین ...

 پس محمد !!! باشه الان حاضر می شوم ، پدرم اینها را گفت و گوشی را زمین گذاشت ، همه چشم به دهان پدر دوخته بودیم ، سرش را تکانی داد و نفس


دیوار فریاد
ساعت ٧:٥۳ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٩  

آری ، جائی که زبان ها از حلقوم بیرون کشیده می شوند

دیوارها فریاد خواهند کشید


کلمات کلیدی: دیوارها ،کلمات کلیدی: فریاد ،کلمات کلیدی: فرهاد ،کلمات کلیدی: شاید
تفاوت
ساعت ٩:۳٦ ‎ق.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٦/۱٩  

تفاوت انکار ناپذیریست بین ماه پشت ابر بودن و پشت به مهتاب کردن !


کلمات کلیدی: دروغ ،کلمات کلیدی: راست ،کلمات کلیدی: چپ ،کلمات کلیدی: عقبکی
نشانه !
ساعت ۱٢:٠۸ ‎ق.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/۱۸  

سالها پیش که همه چیز زیبا بود
آن روز ها که نمی دانستیم ترش تر از لواشک های بقال سر کوچه مان ترش روئی ها خواهیم دید
آن روزها که همه جای لباسمان بوی پاکن های ۲ تومانی که بابا برایمان میخرید را میداد
روزهائی که نمی دانستیم جز بوی کتاب و دفتر و گاهی هم گل سرخ وسط دفترمان بوی تعفن هم هست
این شاگرد کوچک مهدی فریور اصل : حاضر
دوست داشت معلم باشد ...
هزیان آن روزهاست که امروز میخوانید
دوست داشتم شاگردانم همه شان فکر کنند
دوست داشتم بهشان انشاء بگویم بچه ها بنویسید که من فکر میکنم پس زنده هستم
دوست داشتم تصمیم بگیرند و فکر کنند. نه برای مرده باد و زنده باد ... نه برای شلیک و کشتن
آزاده باشند و آزادانه بیاندیشند.. کسی که جلوتان را نگرفته فکر نکنید ؟؟
فکر کنید . آگاه و عمیق . دوست داشتم که بگویم جز دعوا راه دیگر هم هست
دوست داشتم که بدانند جهل و جهالت همیشه بوده و خواهد بود که اگر چنین نبود فهم و شعور معنی نمی شد
امروز شاگرد که نداریم لا اقل بگویم استادانمان برایمان بنویسند که از فهم تا جهل فاصله یک بند انگشت کودک شش ماه ی مادر هست


کلمات کلیدی: نشانه ،کلمات کلیدی: لواشک ،کلمات کلیدی: مهدی ،کلمات کلیدی: فریور اصل
مشکل اسلام است یا مجریان اسلام ؟ برای روح الله مومن زاده
ساعت ٤:۱۳ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٦/۱٧  

امروز یهو زن داداشم گفت مهدی پشت شلوارت جای دو تا سوختگی هست ،از آنجائی که من گاهی از ابزار های غیرمدنی و کاملاً غربی نظیر سیگار استفاده می کنم به سرعت پدرم برگشت و گفت وقتی من میخوام وارد محل کارش بشم فوری اینو میگیره پشت که من نبینم حتما اونجا سوخته ، الله اکبر بابا مومن آخه تو اینترنت روح الله میگه جاسوس تو هم خونه میگی معتاد !!! برگشتم نیگا کنم فهمیدم جای مارک شلواره که کنده شده ، گفتم پدر تو چقد شبیه روح الله حرف میزنی ، گفت چطور ؟ گفتم آخه اونم اصالتاً به اعتبار شناسنامه اش مومن هست ولی در عمل بهتان می زند ، تهمت می زند ، افترا می بندد ، و و و ... راستی سزای این گناهان که گویا کبیره هم هستند چیست ؟؟

نوشته ای که افکار وآ نیوزی دارم ؟؟ و جاسوسی آمریکا !!! روح الله من حتی در خانه ماهواره ندارم که به این قبیل اخبار گوش بدهم این از این ، اوایل انقلاب یه عده ای اطلاعاتی بودن و یه عده ای که مثل تو ریش داشتن و گاهی مسجد میرفتن در توهم اطلاعاتی بودن، چون اغلب این جور آدمها رو بیشتر تحویل میگرفتن !! انقدر به من بگو جاسوس که اخرش منم به اون وضع دچار بشم ، :))

روح الله ما از نسل جنگ دیده هستیم ما خون دیده ایم .. من اشک های عمه ام را دیده ام که نمی دانست بر سینه ی شکافته شده ی صادقش گریه کند یا جسد جزغاله ی دامادش ، من اشک های زن دائی ام را دیده ام ، دائی ام که بعد از شهادت پسرش.... بماند !!!چقدر دلم برایش تنگ شده است..

خانواده ی ما تنهائی و بی پدری را شبها در خانه کم تجربه نکرده است ، پدر شب ها کشیک بود در خیابان های خالی شهر آن روزها که تبریز بمباران می شد ، و ما اعتبار خانه ی مان شده بود حکیمه دختر همسایه !!! معذرت که بمب کمی آن طرف از ماشین گشت پدر افتاد و  آن شب شهید نشد و این داستان هم جائی درج نشد !!! معذرت که من حتی یک تیر هم شلیک نکرده ام به طرف دشمن ولی هنوز عاشق امام و انقلابم ، معذرت که به رأی من احترام نمی گذارید و در پروفایلتان موسوی را محکوم و زندانی می کنید ، ببخشید که نتوانستم شهید شوم تا نامم اعتبار کوچه ای و سهمیه ای برای خانواده ام شود! ببخشید که هنوز هم مرزهای ایران را دوست دارم و مردمش را چون جان  ، ببخشید که وقتی فقر را میبینم نمی توانم دروغ ها را باور کنم ، ببخشید که اینجا من همه ی آنچه را که میبینم و لمس می کنم را واقعیت می انگارم نه آن چیزهائی که در تلویزیون نشان می دهید ... شرمنده که هنوز ماهواره نخریده ام  ، شرمنده که فیلم آمریکائی را برای خودم تحریم کرده ام و معتقدم که آنها ویترینشان را به نمایش می گذارند و حقیقت ها متفاوت است ، ببخشید که زود باور نیستم  ، ببخشید که در کتاب تاریخ از فجایعی که روس های بی شرف در تبریز کرده اند نوشته بود و ما ناخود آگاه خواندیم ، ببخشید که امام فرمود این استکبارها لبه های یک قیچی هستند و رئیس جمهورش بعد از انتخابات برای کسب مشروعیت به ..... روسیه می رود

انیشتین جمله ی جالبی دارد : میگوید وقتی که ایدئولوژی ها را با منطق هایت یکسان ندیدی آنها را تحریف کن ، گویا شما هم به این بند دچار شده اید.

شاید باورت نشود ولی من هم به این امیدوارم که روزی دوشادوش هم حرکت کنیم ، در نهایت صداقت و اخلاص  ، نه تزویر و دو روئی و ریا !!! حق ّ حقّ ، عقب مانده ایم ؟ مشکل داریم ؟ اعتراف می کنیم ، بیائید حلّش کنیم نه اینکه به دروغ متوصّل شویم ،  کشوری که هنوز خودروهای تولیدی اش استاندارد مصرف سوخت و استاندارد آلاینده گی اش حلّ نشده است به جهنّم که ماهواره ی امیدش 300 مرتبه در آسمان پریده است ؟؟؟ شرمنده که گمان نمی کنم این ماهواره محصول ایران باشد و بهتر بود نامش را امیداف میگذاشتند....

 کشوری که 60% بنزین مصرفی را از خاک امارات وارد می کند به جهنم که انرژی هسته ای دارد ؟ مصرف سوخت در کشور ما احمقانه است کاملاً این را قبول دارم چرا پالایشگاه بنزین نزنیم که صادر کننده ی بنزین باشیم و نه تولید کننده ی نفت ؟؟ چرا به جای وارد کردن این فناوری میرویم دنبال مسئله دار شدن ؟؟؟ چرا آرامش نباشد و همیشه حس کنیم که دشمن پشت دروازه است ؟؟؟ مشکل از اسلام است یا از مجریان اسلام ؟؟؟


کلمات کلیدی: به جهنم ،کلمات کلیدی: ماهواره امید ،کلمات کلیدی: اف ،کلمات کلیدی: امیداف
از تیم تحقیقاتی زمین به کنفدراسیون راه شیری ! دانشگاه و دانشگاهیان هم فرت !!!
ساعت ٩:٥٢ ‎ق.ظ روز شنبه ۱۳۸۸/٦/۱٤  
شایع شده است پس از این اظهار نظرهای رحیم پورازعدی ؛طرح دو فوریتی واگذاری یه باب مسکن 99 ساله + یک درگاه اخذ سهام عدالت + یک کارت سوخت تاکسی موقت 450 لیتری به ایشان اهدا شده است یا خواهد شد و یا تاسیس خواهد گردید.
------
رحیم پور ازغدی در مراسم افطار جامعه اسلامی مهندسین:
با هزینه نظام فارغ التحصیلان سکولار به جامعه تحویل می دهیم
رحیم پور ازغدی که بعد از افطار سنگین شده بود بعد از یک آروق گفت ؛اکنون اکثر منابع درسی علوم انسانی در دانشگاه‌های ما ترجمه غربی‌هاست و این یعنی اینکه با هزینه نظام جمهوری اسلامی فارغ‌التحصیلان سکولار تحویل جامعه می‌دهیم.

ساکت

و اما نمازجمعه
 امامی کاشانی در خطبه دوم نماز جمعه تهران:
علوم انسانی نباید به شیوه غربی در کشور تدریس شود

خبرگزاری فارس: امام جمعه موقت تهران گفت: تدریس و تربیت علوم انسانی بسیار اهمیت دارد و نباید اینگونه باشد که علوم انسانی به شیوه غربی در دانشگاه‌های کشور تدریس شده و فردی که دکترای علوم انسانی را اخذ می‌کند، از حقایق و معارف اسلامی بی‌خبر باشد.

خمیازه

وی با تأکید بر اهمیت دانشگاه‌ها و با بیان اینکه مقام معظم رهبری به دانشگاه اهتمام فراوانی داشته و از دانشجو و دانشگاه و اساتید احترام زیادی می‌گیرند، اظهار داشت: کشور ما کشوری است که بزرگترین غنا و سرمایه‌اش دانشجو و دانشگاه و نسل جوان است.
خطیب نماز جمعه این هفته تهران ادامه داد: باید با هوشیاری دانشجویان و اساتید محترم و توجه به برنامه جامع علمی و همچنین تلاش برای دستیابی به کمال نهایی انسان، در عمل و نه در شعار، چهره بسیار برجسته‌تری از امروز را در دنیا داشته باشیم. ------------------------

بعد از این سخنرانی ها ؛مخلصیم حاج آقا نیشخند از جونمون سیر نشدیم به شما جسارت کنیم بگیم که با موضوع ثبت نام شما برای وام خود اشتغالی موافقت شده است :D  یعنی فقط ثبت نامش ها یه وقت کار به کارت سوخت و اینا نکشیده :D

چاکریم حاج اقا ، عبدم ، عبیدم ، مخلصم ، نه حاجی ، تو رو خدا نه ، به خدا نمی تونم امضاء کنم ، حاجی من غلط بکنم انقلاب مخملی بلد باشم ، حاجی نه ، نه

 نــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــه

نیشخند

---

با تشکر - تدوین گر فِرت


کلمات کلیدی: حاجی ،کلمات کلیدی: تماس ،کلمات کلیدی: فرت ،کلمات کلیدی: اوف
تایپیست ها به بهشت می روند!!!؟
ساعت ٤:۳٦ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٦/۱۱  

وارد مغازه شد ، می شناختمش ، چهره ای شکسته که همه ی توانش صرف سیر کردن دهانهائی شده است که غروب ها به انتظار آمدنش ثانیه ها را طعنه می زنند!
این نامه رو برام تایپ می کنی ؟ نگاهش آنقدر مغموم هست که نشود کاری نکرد. قبول!
احتراماً به استحضار میرساند اینجانب فلانی فرزند فلان مرد ، ساکن فلان شهر با عنایت به اینکه اینجانب سرپرست خانواده بوده و با تاکسی فرد دیگری امرار معاش می کنم و همانطوریکه قبلاً به حضور حضرتعالی رسانده بودم و حضرتعالی موافقت فرموده بودید در صورت گشایش اعتبار نسبت به درخواست تسهیلات حقیر اقدام میگردد لذا خواهشمندم موافقت و دستور فرمائید تا نسبت به پرداخت تسهیلات خرید تاکسی اینجانب تکمیل پرونده نموده و از طریق فلان صندوق اقدام شود
می دانستم که کم حاصل است اما نمی شود امیدش را کشت ، با تبسم کارش را انجام می دادم و زیر چشمی گاهی به چشم های خسته و سرخ رگ دارش که کمی از کاسه ی چشم بیرون زده بود گریز می زدم!!!


کلمات کلیدی: تایپیست بی مرام ،کلمات کلیدی: غم ،کلمات کلیدی: مردم ،کلمات کلیدی: و سیاست
برای حامد از وبلاگ خبرنگار مسلمان !
ساعت ۳:٥۸ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/٢٠  

داشتم وبلاگ  یک خبرنگار مسلمان رو مروری گذرا می کردم رسیدم به این مطلبش " پیروزی های بزرگ مراسم تنفیذ" اینجا بخوانید

پاسخ و نظر من به ایشان و هم کیشان ایشان به قرار زیر در وبلاگشان ثبت گردید.

در پروفایلتان اشاره کرده اید به آنچه که شما بهتر می بینید ، اگر آنچه که شما بهتر میبینید شامل این موضوع باشد من فکر میکنم دیدگاه شما تک بعدی، هیجان گرا با امیزه های آرمان گرائی توأم باشد.همان چیزهائی که تجلّی آن را در محمود احمدی نژاد به وضوح می توان دید.

اینکه وقتی خر ما روی پل است کسی را با القاب خطاب کنیم و وقتی خرمان از پل گذشت یا پل شکست (!) القاب را برداریم نشان دهنده ی روحیه ای استهاله یافته است و گسترش آن نه فقط باعث خروج از معیارهای ادبی می شود بلکه باعث دامن زدن به حواشی های غیر منطقی و زیان به پیکره ی نظام و وحدت اسلامی خواهد بود.

رعایت ادب و انصاف از معیارهای تشخیص صلاحیت یک خبرنگار است هر چند که احتمالاً به سبب همین سلیقه است که بعضی وقت ها کاپ میگیرید وگرنه اگر حاشیه ها امن بود خیلی ها از این کاپ ها می بردند ! ممکن است برای برخی این موضوع یک مزیت باشد و قابل احداث ، بهره برداری و سایر موارد !

موضوع دقیقی که در مراسم تنفیذ به چشم میخورد و احتمالاً از پنجه های (!) تیزبین خبرنگاری شما جا مانده است متاسفانه بروز شکاف عمیق در پیکره ی نظام است که آدم(؟) باید کور باشد که این موضوع را نبیند! و این فقط بخش کوچک ولی مهمی از واقعیت درون نظامی است و گسترش آن نیز در جامعه بیشتر به چشم میخورد. به قول آقای هاشم زاده ی هریسی نماینده ی محترم مردم تبریز در خبرگان اعتراف به بروز شکاف لازمه ی عبور از این بحران است .

حامد عزیز مخالف یک واقعیت است مخالف یعنی نعمت یعنی برکت ، مخالف مزاحم نیست. ما ابتدا باید به اختلاف سلیقه ها اعتراف کنیم بعد وجدان خود را مسئول احترام به سلیقه ها کنیم و الا بهره گیری از فاکتورهای زور و(سه تا نقطه ی معروف ) ممکن است مدتی پاسخگوی نیازهای امروز ما باشد این برای کسانی صادق است که ارزش و احترامی برای نسل های بعد قائل نشوند ، حامد ما مسئولیم من ، تو ، او ، ما ، شما و حتی ایشان ! ... مسئول نگرش حافظه ی تاریخی نسل بعد ... مسئول مسیری که امروز برای فردای این خاک ترسیم می کنیم و آینده گان در مورد آن قضاوت خواهند کرد و ای کاش این قضاوت ها در ادامه ی همین ایران باشد نه ایرانی متفاوت شده که باز هم از صفر شروع کرده باشد !!!


کلمات کلیدی: برای حامد ،کلمات کلیدی: خبرنگار مسلمان ،کلمات کلیدی: مثلاً ،کلمات کلیدی: عملاً
کورستان
ساعت ٥:٠٧ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٥/۱٥  

گمانم از تو در این کورستان ، کور سوی امیدی بود

آه ،چه آوردند بر سر چشم هایم؟


کلمات کلیدی: کورستان ،کلمات کلیدی: امید ،کلمات کلیدی: ریشه ،کلمات کلیدی: بی ریشه
و امّا عشق!!!
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز سه‌شنبه ۱۳۸۸/٥/۱۳  

در وبلاگ محترمی خواندم که از عشق و می و عاشقی نوشته بود ، این روزها حالم بد است ، جوابیه ی زیر برای آنهائیست که عشقشان بو می دهد ، اینجا بخوانید

صحبتت از مستی و لاف صفاست

لیک باتوم ها تان چرا اندر هواست ؟

لاف بیخود می زنی جانا به هوش

بیش از رسوا مکن خود را خموش

خسته از این اشعار بی خودی

با کدامین ساقی دمخور شدی؟

جمع کن بوی دهانت الکلی

با کدامین می اندر محفلی ؟

جان زهرا با اسامی بازی نکن

صحبت بی بی و یا زهرا مکن

اشک در چشم ها روئیده است

لاله روی آب خون پاشیده است

گوئی یا سوسن رخش بوسیده است

سقف ظلم هاشا مکن پوسیده است


کلمات کلیدی: ساقی ،کلمات کلیدی: باقی ،کلمات کلیدی: سقف ،کلمات کلیدی: کلمه
در حاشیه ی افزایش تعداد رای ها از طرف بنگاه خبرپراکنی فارس نیوز در مصاحبه ها
ساعت ۱۱:٢۱ ‎ق.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٤/۱٥  

عنوان خبر به این شرح بود : زعیم‌زاده در گفتگو با فارس:

پشتوانه 25 میلیونی احمدی نژاد بزرگترین نقطه قوت دولت دهم است

اینم از آدرس خبر:  http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8804120594 

13 رجب 1430 / دوشنبه 15 تیر 1388 / Jul 06 2009

88/04/13 - 10:51  شماره:8804120594

 

نویسنده : والا اگر قرار باشد که در هر به روز رسانی و یا هر مصاحبه ای یه پونصد ششصد هزار تائی به رأی ها اضافه کنیم وضعیت بعد از هر مصاحبه ای به شرح زیر تغییر می یابد.

 این طنز سیاسی نیست بلکه انتقاد از عملکردها و عدم دقت و برخورد عقلائی با مسئله است

مصاحبه با مسئول کم حواس یکی از همین ها :

گزارشگر خبرگزاری معتبر "اونا نیوز" : اقا سلام

طرف : علیک سلام

گزارشگر خبرگزاری "اونا نیوز" : آقا چطور شد ؟ جریان چیه ؟

طرف : بسم ... الرحمن الرحـــــــــیم .

بله واقعاً رأی 26 میلیونی دکتر، وظایف این دولت رو سنگین میکنه چرا که به هر حال 27 میلیون  نفر آدم بهش رأی دادن و صیانت از این ارای شگفت ناک 28 میلیونی نیاز به یک انرژی و قدرت والائی چون دکتر دارد و با توجه به اینکه دستهائی پس سر این رأی 29 میلیونی قرار دارد باید به شکرانه ی  این رأی 30 میلیونی مشت محکمی بر دهان یاوه گویان بزنیم و البته ما نیز نشان دادیم که 31 میلیون رأی چیزی نیست که با تقلب به دست آمده باشد

 این رأی  32 میلیونی بر ملّت همیشه در صحنه ی ایران که نشان دادند با 33 میلیون رأی می شود به دولت برآمده از انتخابات مشروعیت بخشید مبارک باد و نفرین بر آنانی که چشم دیدن این رأی 34 میلیونی دکتر  رو ندارن.

بنده خودم به عنوان یکی  از 35 میلیون هوادار آقای دکتر احمدی نژاد ، خواهش می کنم کام شیرین ما رو تلخ نکنند چون بدجوری مزه می دهد این طعم .

گزارشگر خبرگزاری "اون نیوزا" بعد از مصاحبه : لازم به توضیح که به جهت وجود شبه در برخی قلیل افراد در تعداد این اراء 36 میلیونی دکتر ، 20% صندوق ها شمارش شد که نتایج شمارش شده حاکی از افزایش نسبی رای دکتر به 38 میلیون می باشد. در ضمن مهلت پهلت مراجعه ی نامزدهای معترض ، نداریم!

 

طرف به گزارشگر "اونا نیوز" : اقا من یه چیزی یادم رفت بگم اینم بذا روش

امیدواریم این قلیل قطره های جامانده نیز به دریای احمر ما بپیوندند.


کلمات کلیدی: دروغگو ،کلمات کلیدی: لات ،کلمات کلیدی: اوباش ،کلمات کلیدی: اراذل
خلط دانه
ساعت ۱۱:٢٥ ‎ق.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/٤/٧  

راستی این روزها ، جای دانه

خلط میکارم در زمین

 


بی نام
ساعت ٥:٠٥ ‎ب.ظ روز پنجشنبه ۱۳۸۸/٤/٤  

رکعت آخر عشقم ، به نگاهت خون شد


کلمات کلیدی: اخرین بار ،کلمات کلیدی: ندایت به صدایم ،کلمات کلیدی: آغشته شد ،کلمات کلیدی: فریاد بود
خواب و بیداری
ساعت ٩:٠٥ ‎ب.ظ روز چهارشنبه ۱۳۸۸/٤/۳  

و در این دایره ی پست ، من به بیداری این جمع

بی رمق می نگرم


کلمات کلیدی: بی رمق ،کلمات کلیدی: دایره ،کلمات کلیدی: من ،کلمات کلیدی: پست
تو!
ساعت ٥:٠٤ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸۸/٤/۱  

وقتی همه چیز پایان می یابد ، تازه تو آغاز می شوی

توئی که پایان یافته ای

لعنت به دل خوشی ها


کلمات کلیدی: ماه ،کلمات کلیدی: پایان ،کلمات کلیدی: و تو ،کلمات کلیدی: خوابید
نگاهی به مقاله ی آقای اعلمی با عنوان"سه بحران خونین دوران زمامداری احمدی نژاد چه
ساعت ٥:٥٥ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸۸/۳/۳۱  

شما می توانید این مطلب را در سایت آقای اکبر اعلمی ( اینجا) مطالعه بفرمائید.

دیدگاه شخصی بنده پیرامون همین مسئله به شرح زیر می باشد.

یک اشکال عمده ای که از نظر حقیر بر آقای احمدی نژاد وارد بوده و هست و دلیل اصلی ردّ صلاحیت شدن ایشان در نظرم برای انتخاب ریاست جمهوری ایران عزیز شد این مسئله بود که شجاعت آقای احمدی نژاد بسیار فزون تر از درایت و تدبیر و آینده نگری ایشان است و به گمانم همین عبارت کوتاه در توصیف عملکرد ایشان کفایت می کند کما اینکه همه شاهد بودند که در مراسم سخنرانی در میان هوادارانشان از عبارات و کلماتی استفاده کردند که بعداً مجبور به پس گرفتن حرفشان شدند و جالب این است که در مباحثه با دوستانی که به ایشان رای داده اند اشاره ی آنها به همین نکته و نکاتی از این دست مبنی بر اینکه ایشان کنترل مناسبی بر واژه های استعامالی شان (به سبب نقطه ی حساسی که قرار دارند ) ندارند مورد سرزنش قرار می گیرند. به نظر حقیر آقای احمدی نژاد بیشتر گمان می کنند که در حال ریاست دهستانی با جمعیت بالغ بر 50 خانوار هستند تا اینکه که حس کنند بر ملّتی عظیم مسلط اندبا سبقه ی تاریخی آنچنانی و فرهنگ و تمدنی که در جهان معتبر است و در کارنامه ی خود گذر از ورطه های تاریخی بسیار حساس را داشته است و در برابر چنین اراده ی مصّمی برای صیانت از دستاوردهای انقلاب ، اولین اصل تداوم حیات سیاسی سالم، داشتن سعه ی صدر ، روحی بزرگ برای فهمیدن مخالف و از همه مهم تر  تسلط بر واژه گان ادبی مناسب و سالم که آمیزه هائی از درایت و نکته سنجی در ضمیرش نهفته است می باشد . چیزی که به گمانم اکثریت بر آن متفق القول باشند که در شخصیت آقای احمدی نژاد حلول نکرده است !

به هر حال گذشته ها که نگذشته است چون اگر گذشته بود اینجا بر سر آن مسئله صحبت نمی کردیم.

نمی دانم جمله ی امیدواری ام را برای ایران چگونه به پیایان برسانم .اگر شما به جای من بودید بعد از امیدوارم با توجه به شرایط حال حاضر چه می نوشتید؟

امیدوارم  ..............

 


کلمات کلیدی: سرت ،کلمات کلیدی: رو ،کلمات کلیدی: رفیق ،کلمات کلیدی: بدزد