سياه وسفيد

سياه و سفيد يعني طيف آدم ها

خاطرات من در آگسفورد
ساعت ٢:٤٥ ‎ب.ظ روز دوشنبه ۱۳۸٧/٦/۱۱  

آن روزها که ما در آگسفورد درس میخوانیدم از هواپیما و این چیزها خبری نبود و ما مجبور بودیم برای رسیدن به سر کلاس از اسب و قاطر استفاده کنیم . روز اولی که من به دانشگاه کبیر آگسفورد رسیدم قسم خوردم که چارچوب عینکم را عوض کنم. برای همین به خیابان پشتی دانشگاه کبیر آگسفورد رفتم و بالاخره چارچوب را عوض کردم و امدم جلوی در دانشگاه تکیه دادم به دیوار ورودی و پای چپم را هم از ته کفش چسباندم به دیوار. در این لحظه حسن یکی از دوستان سابقم که الان هم جای خوبی کار می کند و مدرک او هم اصل است مثل مدرک من ، دیدمش و با هم کمی بگو بخند راه انداختیم و بلند بلند میخندیدیم و به دخترها نگاه می کردیم یک دفعه حسن گفت سیخ وایسا مسئول حراست دانشگاه آگسفورد آمد کمی خودم را جم و جور کردم تا که مسئول حراست با آن چشمان سبز گرگی اش آمد و گفت این دیوار کاهگل نیستا کفشتو چسبوندی ، خیلی کنف شدم و همانجا قسم خورد که انتقام بدی ازش بگیرم ، بعدها فهمیدم که اسمش جک است و نامش را در لیست سیاهم قرار دادم


در راستای طرح شناسائی کاغذ پاره هائی به نام مدرک دکتری جعلی و غیر جعلی
ساعت ۱٠:٠۳ ‎ب.ظ روز یکشنبه ۱۳۸٧/٦/۱٠  

بالاخره سازمان میراث فرهنگی و باستان شناسی  بعد از بررسی های بسیار و مقایسه ی مدرک یکی مدیران رأی به صحت این مدرک داد و اعلام کرد پس از بررسی نخ امنیتی موجود در این مدرک با 27.000.000 مدرکی که این دانشگاه تا به امروز صادر کرده است هیچ تفاوت بارزی مشهود نبود و رأی بر صحت این مدرک صادر می گردد. لطفاً مدراک پائین را با هم مقایسه کنید. یادآور میشود صحت مدراک سایر عزیزان تحت بررسی می باشد.

این یه شوخیه مسئله رو لطفاً سیاسی ش هم نکنید حوصله ی فیلتر شدن ندارم . فردا میان مدرک خود ما رو هم بررسی میکنن گندش در میاد خنده

عکس مدرک با کیفیت بالا در این آدرس قرار دارد :

http://i35.tinypic.com/116nlnd.jpg

و اما نمونه ی قلابی این مدرک