امروز یهو زن داداشم گفت مهدی پشت شلوارت جای دو تا سوختگی هست ،از آنجائی که من گاهی از ابزار های غیرمدنی و کاملاً غربی نظیر سیگار استفاده می کنم به سرعت پدرم برگشت و گفت وقتی من میخوام وارد محل کارش بشم فوری اینو میگیره پشت که من نبینم حتما اونجا سوخته ، الله اکبر بابا مومن آخه تو اینترنت روح الله میگه جاسوس تو هم خونه میگی معتاد !!! برگشتم نیگا کنم فهمیدم جای مارک شلواره که کنده شده ، گفتم پدر تو چقد شبیه روح الله حرف میزنی ، گفت چطور ؟ گفتم آخه اونم اصالتاً به اعتبار شناسنامه اش مومن هست ولی در عمل بهتان می زند ، تهمت می زند ، افترا می بندد ، و و و ... راستی سزای این گناهان که گویا کبیره هم هستند چیست ؟؟
نوشته ای که افکار وآ نیوزی دارم ؟؟ و جاسوسی آمریکا !!! روح الله من حتی در خانه ماهواره ندارم که به این قبیل اخبار گوش بدهم این از این ، اوایل انقلاب یه عده ای اطلاعاتی بودن و یه عده ای که مثل تو ریش داشتن و گاهی مسجد میرفتن در توهم اطلاعاتی بودن، چون اغلب این جور آدمها رو بیشتر تحویل میگرفتن !! انقدر به من بگو جاسوس که اخرش منم به اون وضع دچار بشم ، :))
روح الله ما از نسل جنگ دیده هستیم ما خون دیده ایم .. من اشک های عمه ام را دیده ام که نمی دانست بر سینه ی شکافته شده ی صادقش گریه کند یا جسد جزغاله ی دامادش ، من اشک های زن دائی ام را دیده ام ، دائی ام که بعد از شهادت پسرش.... بماند !!!چقدر دلم برایش تنگ شده است..
خانواده ی ما تنهائی و بی پدری را شبها در خانه کم تجربه نکرده است ، پدر شب ها کشیک بود در خیابان های خالی شهر آن روزها که تبریز بمباران می شد ، و ما اعتبار خانه ی مان شده بود حکیمه دختر همسایه !!! معذرت که بمب کمی آن طرف از ماشین گشت پدر افتاد و آن شب شهید نشد و این داستان هم جائی درج نشد !!! معذرت که من حتی یک تیر هم شلیک نکرده ام به طرف دشمن ولی هنوز عاشق امام و انقلابم ، معذرت که به رأی من احترام نمی گذارید و در پروفایلتان موسوی را محکوم و زندانی می کنید ، ببخشید که نتوانستم شهید شوم تا نامم اعتبار کوچه ای و سهمیه ای برای خانواده ام شود! ببخشید که هنوز هم مرزهای ایران را دوست دارم و مردمش را چون جان ، ببخشید که وقتی فقر را میبینم نمی توانم دروغ ها را باور کنم ، ببخشید که اینجا من همه ی آنچه را که میبینم و لمس می کنم را واقعیت می انگارم نه آن چیزهائی که در تلویزیون نشان می دهید ... شرمنده که هنوز ماهواره نخریده ام ، شرمنده که فیلم آمریکائی را برای خودم تحریم کرده ام و معتقدم که آنها ویترینشان را به نمایش می گذارند و حقیقت ها متفاوت است ، ببخشید که زود باور نیستم ، ببخشید که در کتاب تاریخ از فجایعی که روس های بی شرف در تبریز کرده اند نوشته بود و ما ناخود آگاه خواندیم ، ببخشید که امام فرمود این استکبارها لبه های یک قیچی هستند و رئیس جمهورش بعد از انتخابات برای کسب مشروعیت به ..... روسیه می رود
انیشتین جمله ی جالبی دارد : میگوید وقتی که ایدئولوژی ها را با منطق هایت یکسان ندیدی آنها را تحریف کن ، گویا شما هم به این بند دچار شده اید.
شاید باورت نشود ولی من هم به این امیدوارم که روزی دوشادوش هم حرکت کنیم ، در نهایت صداقت و اخلاص ، نه تزویر و دو روئی و ریا !!! حق ّ حقّ ، عقب مانده ایم ؟ مشکل داریم ؟ اعتراف می کنیم ، بیائید حلّش کنیم نه اینکه به دروغ متوصّل شویم ، کشوری که هنوز خودروهای تولیدی اش استاندارد مصرف سوخت و استاندارد آلاینده گی اش حلّ نشده است به جهنّم که ماهواره ی امیدش 300 مرتبه در آسمان پریده است ؟؟؟ شرمنده که گمان نمی کنم این ماهواره محصول ایران باشد و بهتر بود نامش را امیداف میگذاشتند....
کشوری که 60% بنزین مصرفی را از خاک امارات وارد می کند به جهنم که انرژی هسته ای دارد ؟ مصرف سوخت در کشور ما احمقانه است کاملاً این را قبول دارم چرا پالایشگاه بنزین نزنیم که صادر کننده ی بنزین باشیم و نه تولید کننده ی نفت ؟؟ چرا به جای وارد کردن این فناوری میرویم دنبال مسئله دار شدن ؟؟؟ چرا آرامش نباشد و همیشه حس کنیم که دشمن پشت دروازه است ؟؟؟ مشکل از اسلام است یا از مجریان اسلام ؟؟؟