دیروز مطلبی را در وب سایت آقای اعلمی مطالعه کردم که لازم دانستم در تکمیل فرمایشات ایشان مطالبی را به سمع و نظرشان برسانم که به شرح زیر ارسال شد ولی گویا مدیریت وب سایت ایشان علاقمند به درج این مطلب نبودند. اینجا کلیک کنید
پاسخ من :
اقای اعلمی در پاسخ دوستی نوشته اید که جنبش سبز کور است و هر کسی به سبب مطامع خود سخن میراند.
ممکن است این سخن شما قابل تأمل باشد ولی همه ی احساسات مردمی پیرامون این جنبش برای یک چیز بسیج شده است و آن دفاع از جمهوریت است جمهوریتی که پایه هایش استوار بر صداقت و راستی و پرهیز از دروغ و نیرنگ در پوششی از ادب و احترام به حقوق سایرین باشد خواست اصلی مردم ، سبز و سرخ و سفید یا آبی و قرمز و یا دستاویز قرار دادن پرچمی برای تداوم حرکتی نیست.
در این بین باید مرجعی برای اتکا وجود داشته باشد. البته که انتخاب مردم بر شخص خاصی نبوده و نیست.
ملّت ایران عوارض قهرمان پروری را هم چشیده اند و هم دیده اند و نیازی به قهرمان ندارند ولی مشخصاً در جهت اعمال فشار برای رسیدن به آراء و اهداف خود پیش می روند و همه ی اینها برای یک اجماع کلّی برای تحت فشار گذاشتن اهرمهای انبر و شکستن حصارهای دروغ و بی اعتنائی به حقوق مردم است ، همان حقوقی که چینی ها ضمن تشکر از نگرانی جامعه ی اسلامی ایران برای مسلمانان چین، جوابیه ای هم صادر کرده اند و از ایران بسیار تشکر کرده اند!!!
ما نمی خواهیم از بیرون کسی غمخوار ما باشد مخصوصاً چینی ها و به ویژه راشن فرندها که نشان داده اند الحق ابلیسانی در لباس انسانند. از این سو هم نمی خواهیم آمریکا یا انگلیس غصهّ ی دموکراسی در ایران را بخورد ولی هیچکدام اینها دلیل نمی شود که ما توانمان را برای مبارزه با بی عدالتی و اجحاف جمع نکنیم.
پاسخ صمیمانه ی من به شما با عرض پوزش ، دقت در نحوه ی نگارش و اصدار پاسخ است. پاسخ شما می تواند دستاویزی برای بنگاه های خبرپراکنی نظیر فارس نیوز باشد که فردا در تیترش بخوانیم " اعلمی تلویحاً جنبش سبز را انقلاب نرم خواند"
بر خلاف دوستانی که شما را قهرمان می دانند و یا مرید شمایند من فقط دوست دارم شما را یک دوست بدانم که همگرائی صمیمانه ای در آراء و نظراتشان وجود دارد.
من سبزم ولی نه برای آرمان دیگران ، من سبزم برای ایرانی سبز
من سبزم برای فردائی سبز ،
اصلاحات خواست قطعی و برگشت ناپذیر ماست
بزرگی می گوید : کسی از دشمن نمی هراسد که دوستان بسیار دارد
دوستان حقیقی و بی غلّ و غش را دریابید و به تازیانه ی زبان از خود مرانید.
صبور باشید و اهل انصاف هر چند که در حقّ شما اجحافی شده باشد
هر چند که به تیغ بی اعتنائی دوستان گرفتار شده باشید.
دکارت جمله ی زیبائی دارد می گوید زمانی که مرا میآزارند، سعی میکنم روح خود را بهقدری بالا ببرم که آن اذیت و آزار، بهمن نرسد.
در کسب بزرگی کوتاهی نکنید. جسارت نباشد میدانم همه را میدانید ولی لذّت دوستی و دوست داشتن همدیگر به همین چیزهاست.
در باب خصایل شما قبلاً هم به شما گفته ام ، میدانم که اگر امروز در عرصه ی سیاست تنها مانده اید سببش چیست اما باز هم تاکید میکنم اینجا تنها ره آورد شما نیست دست دوستانتان را بفشارید و آسمان را دریابید