و امّا عشق!!!

در وبلاگ محترمی خواندم که از عشق و می و عاشقی نوشته بود ، این روزها حالم بد است ، جوابیه ی زیر برای آنهائیست که عشقشان بو می دهد ، اینجا بخوانید

صحبتت از مستی و لاف صفاست

لیک باتوم ها تان چرا اندر هواست ؟

لاف بیخود می زنی جانا به هوش

بیش از رسوا مکن خود را خموش

خسته از این اشعار بی خودی

با کدامین ساقی دمخور شدی؟

جمع کن بوی دهانت الکلی

با کدامین می اندر محفلی ؟

جان زهرا با اسامی بازی نکن

صحبت بی بی و یا زهرا مکن

اشک در چشم ها روئیده است

لاله روی آب خون پاشیده است

گوئی یا سوسن رخش بوسیده است

سقف ظلم هاشا مکن پوسیده است

/ 0 نظر / 7 بازدید