کاکتوس یا جوجه تیغی؟!

چند روز پیش مطلبی را در وبلاگ دوستی که از طریق وب سایت دکتر کدیور در بخش نظرات آشنا شده بودم را مطالعه می کردم. مطلب بازگشت اشباح ایشان را مطالعه کردم(از اینجا بخوانید) نظر بنده راجع به مطلب ایشان به شرح ذیل تقدیم حضورشان شد و نمی دانم چرا نظر بنده را در وبلاگشان قرار ندادند؟! گوئی به سبک هم کیشان خویش مطلحت اندیشی شده است نظر من یا شاید هم الصاق نظر با کمی تاخیر در راه است؟!

 

پاسخ

متن را مطالعه کردم

من فکر می کنم خود شما نیز مبتلا به قول دکارت در بند تخطئه تقلید هستید. خیلی بی باک نوشته اید گوئی هیچ خللی بر شما وارد نیست و هر آنچه خلل است بر دگر و دگران و دگراندیش و به قول ما ترکها هر پخ دیگر!

مسئله دوم اینکه نمی توانید به واسطه ی استفاده از سخنان بزرگان آنها را هم ردیف و هم مسلک خویش قرار دهید. استاد جعفری به تعبیر امام علی(ع) میوه ی نارس زمانه ی خویش بود که استفاده ی منبعی از ایشان صرفاَ می تواند به اندازه ی روایت باشد و موذیانه! از آن خط و ردیف کشید جایز نیست!!!

در قسمت پاسخ به نظرات بعد از سلام نوشته اید که من نه آن و  نه این ... دوست عزیز شما دقیقاَ این هستید.

دوست عزیز چرا قبول نمی کنید که زمانه ی شما گذشته است؟ شما را رها کنند قیامت را همینجا به پا می کنید!!! آنقدر به خودتان امیدوارید ... کمی خود را بشوئید از کبر و غرور .

ما نیاز داریم ... نیاز به گفتگوی بیشتر ولی در فضائی آرام تر ... فضائی که منطق بر آن حکمفرما باشد . وگرنه متهم کردن همدیگر به این و آن دردی را دوا نمی کند. این را به فلان متهم کنید آنتان را به این متهم می کنند. شما که خودتان در بخش نظرات دوستان را به حفظ آرامش دعوت می کنید آیا در نوشته هایتان کمی اندیشیده اید که بو و رنگ آرامش را داشته باشد! چند روز پیش قرآن مطالعه می کردم با خودم فکر می کردم بین قرآن خوان و قرآن فهم و به کار گیرنده در امور روزمره چقدر فاصله هست؟ وگرنه قرآن هم کتاب است و پر از کلمه یا غیر از این است !!!

من گمان می کنم که به ما بد یاد داده اند اسلام برترین دین آزادی اندیش جهان و ختم خداوند بر اهل زمین است و ما با آن به واسطه ی بد فهمی ها با آن چه کرده ایم؟!

                        چقدر ما انسان ها حقیر و بی مقداریم!

/ 0 نظر / 13 بازدید