دخترک باغ روياها

 

دخترک زیر خورشيد آفتاب گردان های باغش  خوابیده بود..

 

 هوا گرم بود مثل همیشه........

 

  اما آن روز باد گرم سوزنده ای همه جا پیچیده بود.....

 

دخترک به خود زحمت از جا برخواستن را نداد 

 

 کاش بیدار بود دخترک ...

 

هیاهوی وحشت همه جا فریاد ميزد...

 

و دخترک هنوز هم در رويای پرواز بر فراز باغ گيلاس بود ......

 

کاش بيدار می شد دخترک ....

 

کاش می دانست که اين سوز آتش از شکفتن خورشيد آفتابگردان ديگر نيست

 

باغ سيب همسايه آتش گرفته است..........

 

 

 

/ 0 نظر / 7 بازدید