احساس آشنا

در خود فرو رفتن...

هیچ را ندیدن...

تنها او بودن و هیچ کس نبودن..

قدم های لرزان خالی از هر احساس...

همه چیزش آشناست....

دنیای کوچکی ست....

به کوچکی چکمه های بچه دهاتی با نمک ...

شاید وقتی دیگر...

 

 

/ 0 نظر / 9 بازدید