خدا تنها يار من

۱۰ دقيقه پيش يه اتفاق نا خوشايندی افتاد اينجا درست جلو در مغازه ی من

يه ماشين زد به يه پير مردی بنده خدا خيلی وضعش خراب بود.

راننده هم اصلا نمی فهميد چيکار ميکنه

کم مونده بود گريه کنه . رفتم جلو گفتم مرد باش نترس اما هيچ اثری از ايمان در وجودش نبود .

آره باز هم ميگم ايمان . اينجور جاها معلوم ميشه که واقعا ايمان داره يکی يا نه .

آرام نبود . قلبش از ايمان خالی بود  . ايمان به لطف خدا . خدا رحيم است و رحمان .

خدا پشتيبان همه باشه و آرزو ميکنم که برای هيچ کس چنين وقايعی پيش نياد و به امتحان نکشه خدا ما رو اينجوری .

خلاصه کمک کرديم و کردند و گذاشتيم تو ماشين و بردنش بيمارستان . اما يه چيزی که خيلی تلخ بود برام گفته ها و نجواهائی بود که ميشنيدم .

يکی ميگفت من بودم کمک نميکردم و نمی دونم مملکت قحطی هست ميندازن گردن آدم و فلان و بهمان

گفتم فلانی جدی تو اينطور هستی ؟؟

يعنی اگه ببينی يکی افتاده کمک نمی کنی ؟؟؟ ميدونم گاهی وقتا شده بعضی ها سوء استفاده کردن از اين شرايط . اما نميشه با هماهنگی اونائی که اونجان و به خاطر خدا کمک کنيم ؟

گفت نه؟

گفتم پس خدا چی؟گفتم يه بارکی بگو خدا فلان فلان  گفت آره همون

خيلی ناراحت شدم . يعنی واقعا اينقدر مرده احساسات بين انسانها ؟؟؟

لا اله الا الله

خدايا تو را قسم به جلال و عظمتت ما رو با اين چيزها به امتحان نکش

اينا همه يعنی کفر . اينا يعنی ديگران رو از لطف خدا نا اميد کردن .

توئی که از لطف خدا نا اميدی  . توئی که خدا رها کرده به حال خودت  . چرا فلسفه

 احمقانه خودت رو ديکته ميکنی به ديگران و اونا رو هم از لطف خدا نا اميد ميکنی.

خدايا ما رو هرگز به حال خودمون رها نکن . الهی آمين

/ 0 نظر / 6 بازدید