می دونی چيه سالار....داشتم به اين فکر ميکردم که اونی که يه روز نبود مطمئنا ن ديروزش يا يه روزی قبل از همون روزی که نبود بوده که امروز نيست.....اما به یاده آن که نيست هرگز چشمی نگريست نازنینم خاطرات است که دنيای چشمها را بارانی ميسازد....پيروز باشی رفيق...که ميدانم روزی تو نيز نخواهی بود...اما آن روز که مرگم فرا رسد نخواهم گريست....خاموش به ياده لحظه ها به ياده تو به ياده خاطرات به ياد کنار هم بودن ها و در پايان تو نيز نخواهی بود در کنارم که چشمانم را که به دور دست ها خيره شده است را برايم ببندي....در پناه حق

/ 0 نظر / 6 بازدید