آرام تر

 

آسمان تاريک است مردمک ها گشادتر

 

مردم خواب آلود گرم صحبت امروز

 

سهم من اين روزها از کل زمين . يک وجب خاک سفيد

 

همه می گشتند. پيرمرد تنها بود.

 

آن طرف تر سبزه ای پوسيده بود

 

زير چرخ ماشين ها

 

سهم من اين روز ها از کل زمين . يک وجب خاک سفيد

 

رخوت چشمان من مستی انگشتان

 

تق تق پتکی که می نوشت باز هم يک داستان

 

سهم من اين روزها از کل زمين. يک وجب خاک سفيد

 

آسمان بيمار است چشم ها بيمار تر

 

من برای تو نوشتم همه را نرم نرم

 

سهم من اين روزها از کل زمين . يک وجب خاک سفيد

/ 0 نظر / 8 بازدید